استراتژی بر اساس گپ


استراتژی اسکالپ با CCI

استراتژی گپ و اسکالپ

این مقاله به بررسی دو استراتژی می پردازد: استراتژی گپ و استراتژی اسکالپ با CCI. هر دو استراتژی در هر تایم فریمی کارآمد هستند و با تمام ابزارها متناسب می باشند.

استراتژی بر اساس گپ

راهکار معاملاتی گپ , جهت فعالیت با CFD پباده سازی شده‌است ; با این وجود ما قصد داریم از این راهکار جهت قرارداد در سهام‌های متعدد جهانی به عمل گیریم . برای این راهکار بهتر آن است وقتی راتعیین کنیم که بازار در فعال‌ترین زمان خویش است . شایسته ترین زمان برای آغاز تجارت , لحظه‌ای است که جلسه‌ای در ایالات متحده برگزار میگردد .

هنگامی آغاز به پوزیشن خرید یا فروش می‌ کنید که وضعیت پایین استراتژی بر اساس گپ را داشته باشد :

شکاف، هنگام باز شدن جلسات آمریکا
حداقل گپ، ۱۰ پوینت باشد.
حد سود (TP): از ۴۰ پوینت شروع شود.

حد ضرر (SL): با بسته شدن قیمت روز قبل تنظیم شود.

مثالی از پوزیشن فروش در شکل ۱ نشان داده شده است:

مثالی از پوزیشن خرید در شکل ۲ نشان داده شده است:

استراتژی گپ

استراتژی اسکالپ با CCI

جفت ارزهای معاملاتی: این استراتژی متناسب با تمام ابزارهاست.

تایم فریم: ۵ دقیقه (۵M) یا بیشتر

CCI 200
میانگین متحرک اکسپوننشیال ۱۰ (EMA)، (قرمز رنگ)
میانگین متحرک اکسپوننشیال ۲۱ (EMA )، (آبی رنگ)
میانگین متحرک اکسپوننشیال ۵۰ (EMA )، (سبز رنگ)
سطوح پیوت‌ها

چه وقتی مبادرت به مفتوح کردن پوزیشن خرید میکنید :

CCI 200 > 0 , زمانی CCI 200 بالای صفر قرار گیرد .

۱۰ EMA > ۲۱ and 50 EMA , زمانی میانگین متحرک ۱۰ فراتر از میانگین متحرک ۲۱ و ۵۰ باشد .

چه هنگامی مبادرت به فروش می کنید :

زمان بیرون شدن از پوزیشن :

حد سود ( TP ) : از روش سطح ها پیوت می‌توان به حد سود دست یافت , یا این که پس از اینکه ۱۰ EMA و EMA 21 همدیگر را در جهت مخالف جدا کردند .

حد خسارت ( SL ) : فی مابین ۱۲ تا ۱۵ پوینت

نمودار خرید:

استراتژی اسکالپ با CCI

استراتژی معاملاتی با استفاده از ابر کومو

استراتژی معاملاتی با استفاده از ابر کومو

یکی از بهترین استراتژی های معاملاتی که برای ارزیابی در بازار سرمایه گذاری استفاده می شود، استراتژی ایچیموکو می باشد که می تواند به کاربران سیگنال هایی با کیفیت های مختلف را ارائه دهد. با استراتژی ایچیموکو می توان ریسک ها و خطرات احتمالی در معاملات را به حداقل رساند و یا مهار کرد. از سیستم ایچیموکو برای نمودار سازی و تحلیل تکنیکال می توان به راحتی استفاده کرد. در این مقاله قصد داریم به بررسی استراتژی معاملاتی با استفاده از ابر کومو به عنوان یکی از بخش های ایچیموکو بپردازیم.

ابر کومو چیست؟

ابر کومو چیست؟

Ichimoku Clouds یا ابرهای ایچیموکو نوعی اندیکاتور حرکتی و روشی برای تحلیل تکنیکال می باشد که می تواند جهت احتمالی قیمت را در بازار ارزهای دیجیتال تشخیص و نمایش دهد. بنابراین معامله گران می توانند از آن برای تشخیص بهتر روند و بهترین زمان برای شروع و پایان معامله استفاده کنند. ابرهای ایچیموکو توسط یک روزنامه نگار ژاپنی به نام Goichi Hosada، در اواخر دهه ۱۹۳۰ ابداع شدند. استراتژی معاملاتی با استفاده از ابر کومو یکی از مواردی می باشد که برای معامله گران کاربردهای متعددی دارد.

اندیکاتور ابر کومو می تواند به معامله گران سطح دقیق تری از حمایت و مقاومت را ارائه دهد. نشان دادن مسیر صحیح به تریدرها، هدف اصلی طراحی سیستم ابر ایچیموکو می باشد. این اندیکاتور شامل 5 مولفه اصلی می باشد که می توانند علامت های تجاری قابل اتکا را به نمایش بگذارند. این 5 مولفه شامل خط تنکانسن (Tenkan-Sen)، خط کیجون سن (Kijun-Sen)، خط چیکواسپن (Chikou Span)، سنکواسپن A یا (Senkou Span A)، سنکواسپن B یا (Senkou Span B) می باشد که در استراتژی معاملاتی با استفاده از ابر کومو نقش مهمی دارند.

خط های ابر کومو

1- خط تنکانسن (Tenkan-Sen)

خط تنکانسن (Tenkan-Sen) یا خط تبدیل و یا برگشت، نقطه میانی 9 کندل آخر را نشان می دهد. خط تنکانسن از فرمول [(9 دوره بالا + 9 دوره کم) تقسیم بر 2] به دست می آید و ایچیموکو با این فرمول محاسبه می شود.

2- خط کیجون سن (Kijun-Sen)

از خط کیجون سن یا Base Line برای نمایش نقطه میانی 26 کندل آخر استفاده می شود که از طریق فرمول [(26 دوره بالا + 26 دوره کم) تقسیم به 2] به دست می آید.

3- خط چیکواسپن (Chikou Span)

خط چیکواسپن (Chikou Span) به تریدرها امکان مقایسه قیمت فعلی بازار را با قیمت‌ قبلی می دهد که در واقع مهم ترین کاری است که این خط انجام می دهد. این خط یا نمودار، خط تاخیری نیز نامیده می شود. از آن جایی که قیمت فعلی همیشه کندل عقب تر قرار دارد، خط چیکواسپن به خط تاخیری شهرت یافته است.

4- سنکواسپن A یا (Senkou Span A)

برای نمایش دو مرز ابر از سنکواسپن A (Senkou Span A) یا همان Leading Span A استفاده می شود که می تواند بین خط برگشت و خط بیس، نقطه میانی را مشخص کند. [(خط تبدیل + خط پایه) / 2] فرمول محاسبه این خط می باشد.

5- سنکواسپن B یا (Senkou Span B)

سنکواسپن B (Senkou Span B) یا Leading Span B برای نمایش مرزهای دوم ابر مورد استفاده قرار می گیرد. یعنی نشان دهنده نقطه وسط 52 کندل آخر می باشد. این خط با فرمول [(اوج 52 دوره + کمترین 52 دوره) / 2] به دست می آید.

نحوه استفاده از ابر ایچیکومو در تریدهای روزانه

نحوه استفاده از ابر کومو در تریدهای روزانه

ابر ایچیموکو و استراتژی زون به زون، یکی از بهترین روش ها برای ترید روزانه و سریع هستند. در این استراتژی، قیمت تمایل دارد به محض بسته شدن کندل داخل ابر ایچیموکو، از طرف دیگر ابر کومو بازدید کند. در ایچیکومو، سیگنال های فروش به صورت شهودی هستند. سیگنال خرید زمانی رویت می شود که از زیر ابر kumo، شمعی شکسته و در بالای دهانه Lead A بسته شود. کاربران زمانی می توانند سیگنال ها را مشاهده کنند که شمعدانی از بالای زیر ابر kumo شکسته و در زیر دهانه استراتژی بر اساس گپ Lead A بسته شود.

استفاده از ابر ایچیموکو برای معاملات سوئینگ

در اندیکاتور ایچیموکو، ابر کومو یک عنصر اصلی است که پیش بینی 26 دوره آینده را به معامله گران ارائه می دهد و آنها می توانند برای سیگنال ترید چرخش قیمت در کومو از آن استفاده کنند، زیرا با بکارگیری Ichimoku Cloud، ترید سوئینگ به خوبی کار می کند.

چه زمانی چرخش کومو اتفاق می افتاد؟

در زمان برخورد Leading Span A و Leading Span B، چرخش کومو اتفاق می افتد. زمانی سیگنال برگشت صعودی رخ می دهد که Leading Span A از Leading Span B عبور کند. بنابراین برای سیگنال چرخش نزولی نیز برعکس این حالت رخ می دهد.

سیگنال‌های ترید ابرهای ایچیموکو

انواع مختلفی از سیگنال ها توسط ابرهای ایچیموکو تولید می شوند که می توان آن ها را به سیگنال‌های دنبال کننده ی روند و سیگنال‌های حرکت آنی تقسیم بندی کرد. بر طبق رابطه بین قیمت بازار، خط تبدیل (Tenken-Sen) و خط مبنا (Kijun-Sen)، سیگنال‌های حرکت آنی ایجاد می‌شوند. زمانی که قیمت بازار و خط تبدیل، هر دو و یا یکی از آنها در بالای خط مبنا حرکت کنند، سیگنال‌های حرکت آنی صعودی ایجاد می‌شوند. زمانی که قیمت بازار و خط مبنا هر دو و یا یکی از آنها در زیر خط مبنا حرکت کنند، سیگنال‌های حرکت آنی نزولی ایجاد می‌شوند. (برخورد بین خط مبنا و خط تبدیل به عنوان صلیب TK شناخته می‌شود.)

طبق رنگ ابر و موقعیت قیمت بازار در ارتباط با ابر، سیگنال‌های دنبال کننده ی روند، ایجاد می‌شوند. رنگ ابر تفاوت بین محدوده‌های مقدم A و B را انعکاس می دهد. زمانی احتمال بیشتری وجود دارد که یک روند صعودی باشد که همواره قیمت‌ها در بالای ابرهای ایچیموکو باشند. همچنین زمانی که حرکت قیمت‌ها در پایین ابرهای ایچیموکو صورت بگیرد این امکان وجود دارد که روند نزولی باشد. روند خنثی نیز معمولا زمانی که قیمت‌ها در داخل ابر به کناره‌ها حرکت می‌کنند، رخ می دهد.

استراتژی معاملاتی با استفاده از ابر کومو

استراتژی معاملاتی

مرحله اول: بر اساس ابر کومو لازم است که در بالای ابر، قیمت بسته شود. بنابراین معامله گران باید منتظر این فرآیند باشند که به عنوان یک سیگنال قوی و آغاز کننده روند صعودی جدید می باشد. هدف از ایجاد ابر این است که سطوح حمایتی و مقاومتی برجسته شوند. این سطوح چندین لایه دارند و فقط یک خط نمی باشد. هنگام رخ داد شکستگی در ابر و زیر ابر ایچیموکو، در بازار یک تغییر عمیق ایجاد شده است.

مرحله دوم: صبر کردن برای کراس اوور می باشد. باید بعد از قطع ابر توسط قیمت و بالاتر از ابر، کراس اوور رخ بدهد. خط تبدیل باید خط بیس را از پایین بشکند. لازم است که این دو مورد همزمان با هم رخ دهد تا بتوان به معامله وارد شد. برای یک استراتژی مووینگ اوریج نیز می توان از اندیکاتور ایچیموکو استفاده کرد. این اندیکاتور در عین حال که پیچیده است اما می تواند روش های ساده ای نیز ارائه کند.

مرحله سوم: خرید کندل بعدی بعد از کراس اوور می باشد. کاربران می توانند با استفاده از ایچیموکو هر زمان که قیمت بالاتر از ابر معامله قرار گرفت، استراتژی بر اساس گپ برای انجام معامله خرید شروع به کار کنند. معامله گران می توانند پس از کراس اوور، خرید را در شروع کندل بعدی انجام دهند.

مرحله چهارم: قرار دادن حد ضرر در زیر کندل شکست ابر است که کاربران با قرار دادن حد ضرر در زیر کندل شکست ابر می توانند از ضرر در معامله جلوگیری کنند و به معامله در جهت اصلی وارد شوند. قرار گیری سطح سود، مورد بعدی ست که باید در این سیستم بررسی شود.

مرحله پنجم: قرار دادن حد سود در مکان کراس مجدد خطوط بیس و تبدیل است که برای رضایت داشتن از نتیجه معامله و کسب سود از آن باید به خارج شدن از معامله آن هم زمانی که خط تبدیل از زیر خط پایه عبور کند، توجه نمود. هم زمان با این کار، معامله گران می توانند منتظر شکسته شدن قیمت زیر شوند.

وضعیت قیمت و ابر کومو

- در صورتی که قیمت بالای ابر کومو باشد، روند صعودی است و ابر کومو نقش حمایت را دارد.

- در صورتی که قیمت پایین ابر کومو باشد، روند نزولی است و ابر کومو نقش مقاومت را دارد.

- قوی یا ضعیف بودن مقاومت یا حمایت ابر کومو به ضخامت ابر کومو بستگی دارد.

- در صورتی که قیمت در درون ابر کومو باشد نشان دهنده این است که روند خاصی وجود ندارد. (توصیه می شود که داخل ابر کومو معامله صورت نگیرد.)

- در صورتی که ابر کومو سبز (صعودی) باشد، روند صعودی و در صورتی که ابر کومو قرمز (نزولی) باشد، روند نزولی می باشد.

نمونه ای از نمودار استراتژی معاملاتی با استفاده از ابر کومو

نمودار استراتژی معاملاتی با استفاده از ابر کومو

در این مثال، ابر ایچیموکو ناحیه ای است که به رنگ نارنجی سایه می اندازد که نمایانگر ناحیه کلیدی حمایت و مقاومت است. نمودار نشان می دهد که ETF SPDR S&P 500 همچنان در یک روند صعودی باقی می ماند زیرا قیمت فعلی در بالای ابر معامله می شود. اگر قرار بود قیمت وارد فضای ابری شود، معامله گران منتظر تغییر احتمالی روند خواهند بود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با اندیکاتورها، می توانید مقاله 10 مورد از بهترین اندیکاتورهای تشخیص روند را مطالعه کنید.

سطوح مقاومت و حمایت

برای شناسایی مناطق حمایت و مقاومت می توان از نمودار ابرهای ایچیموکو استفاده کرد. محدوده مقدم A معمولا در روندهای صعودی به عنوان یک خط حمایتی و در روندهای نزولی به عنوان یک خط مقاومت عمل می‌کند. کندل استیک‌ ها در هر دو مورد، تمایل دارند که نزدیک به محدوده مقدم A حرکت کنند، اما در صورتی که قیمت به داخل ابر حرکت کند، این امکان وجود دارد که محدوده مقدم B به عنوان خط حمایت یا خط مقاومت عمل کند. از آن جایی که هر دو محدوده‌های مقدم، پیش بینی ۲۶ دوره در آینده را انجام دهند، در پیش بینی مناطق حمایت و مقاومت احتمالی به تریدرها کمک می کنند.

قدرت سیگنال

قدرت سیگنال‌های ایجاد شده توسط ابر ایچیموکو، به این بستگی دارند که در هنگام اصلاح قیمت ارائه شده اند و یا در روند قدرتمندتر ارائه شده اند. در صورتی که یک سیگنال بخشی از یک روند واضح ‌تر و قوی‌ تر باشد، همیشه نسبت به سیگنال ارائه شده در مواقع اصلاح قیمتی، قدرت بیشتری دارد. یعنی در صورتی که یک سیگنال صعودی مطابق با یک روند صعودی اتفاق نیفتد، می تواند برای معامله گران گمراه کننده باشد. بنابراین زمان ایجاد سیگنال، شناسایی رنگ و موقعیت ابر اهمیت دارد. همچنین باید حجم ترید را نیز مد نظر قرار داد.

نکته بعدی این است که استفاده از ایچیموکو با تایم فریم‌ های کوتاه‌ تر ممکن است باعث ایجاد سیگنال‌های اشتباه شود. بنابراین برای دریافت سیگنال های معتبرتر باید به تایم فریم‌ های طولانی‌تری (نمودارهای روزانه، هفتگی و ماهیانه) توجه کرد. ترکیب ابرهای ایچیموکو با امواج الیوت، برای کسانی است که با امواج الیوت کار می‌کنند، استراتژی مناسبی محسوب می شود. اگر چه عملکرد ابرهای ایچیموکو برای یافتن نقطه خروج الیوت، چندان خوب نیستند ولی بهترین ابزار برای یافتن نقطه ورود در امواج الیوت می باشند.

استراتژی گپ و اسکالپ

چکیده
این مقاله به بررسی دو استراتژی می‌پردازد : استراتژی گپ و استراتژی اسکالپ با CCI . هر دو استراتژی در هر تایم فریمی کارآمد میباشند و با تمام ابزارها متناسب هستند .

استراتژی بر اساس گپ

راهکار معاملاتی گپ , جهت کار با CFD طراحی شده‌است ; با این وجود ما قصد داریم از این استراتژی جهت قرارداد در سهام‌های گوناگون جهانی به کار گیریم . برای این استراتژی بهتر آن است زمانی راانتخاب کنیم که بازار در فعال‌ترین زمان خویش است . بهترین زمان برای شروع تجارت , لحظه‌ای است که جلسه‌ای در آمریکا برگزار می‌گردد .

زمانی شروع به پوزیشن خرید یا این که فروش می‌ کنید که شرایط زیر را داشته باشد :

شکاف , هنگام باز شدن جلسات ایالات متحده
حداقل گپ , ۱۰ پوینت باشد .
حد سود ( TP ) : از ۴۰ پوینت استارت شود .

حد ضرر (SL): با بسته شدن قیمت روز قبل تنظیم شود.

مثالی از پوزیشن فروش در شکل ۱ نشان داده شده است:


مثالی از پوزیشن خرید در شکل ۲ نشان داده شده است:

استراتژی اسکالپ با CCI

جفت ارزهای معاملاتی: این استراتژی متناسب با تمام ابزارهاست.

تایم فریم: ۵ دقیقه (۵M) یا بیشتر

CCI 200
میانگین متحرک اکسپوننشیال ۱۰ (EMA)، (قرمز رنگ)
میانگین متحرک اکسپوننشیال ۲۱ (EMA )، (آبی رنگ)
میانگین متحرک اکسپوننشیال ۵۰ (EMA )، (سبز رنگ)
سطوح پیوت‌ها

چه زمانی اقدام به باز کردن پوزیشن خرید می‌کنید:

CCI 200 > 0 ، وقتی CCI 200 بالای صفر قرار گیرد.

۱۰ EMA > ۲۱ and 50 EMA ، وقتی میانگین متحرک ۱۰ بالاتر از میانگین متحرک ۲۱ و ۵۰ باشد.

چه زمانی اقدام به فروش می‌کنید:استراتژی بر اساس گپ

زمان خارج شدن از پوزیشن:

حد سود (TP): از طریق سطوح پیوت میتوان به حد سود دست یافت، یا بعد از این که ۱۰ EMA و EMA 21 همدیگر را در جهت مخالف قطع کردند.

حد ضرر (SL): بین ۱۲ تا ۱۵ پوینت


استراتژی اسکالپ با CCI
نمودار فروش:


استراتژی اسکالپ با CCI
نویسنده و مترجم: خانم هانیه عظیم زادگان

بهترین استراتژی‌های فارکس و باینری آپشن در سرمایه‌گذاری در فارکس

بهترین استراتژی‌های فارکس و باینری آپشن در سرمایه‌گذاری در فارکس

از آن‌جایی که تبادل ارزهای خارجی به یکی از سودآورترین روش‌های معاملات در بازارهای معاملاتی تبدیل شده‌اند، کسب اطلاعات لازم در رابطه با سرمایه‌‌گذاری در فارکس و بهترین استراتژی‌های معاملاتی برای داشتن معاملاتی پرسود ضروری است.

معاملات در بازار فارکس یکی از روش‌های محبوبی است که کاربران با سرمایه‌گذاری در این بازار، سرمایه اولیه خود را افزایش‌ داده و سود بیشتری به دست می‌آورند. به‌طور‌معمول افزایش سرمایه در بازار فارکس براساس استراتژی‌هایی انجام می‌گیرد که این استراتژی‌ها برای درک بهتر پیچیدیگی‌های بازارهای فارکس و کسب سود به شما کمک زیادی می‌کند. اما بهترین استراتژی‌های باینری آپشن و بازار فارکس چیست و چگونه براساس موقعیت خود بهترین استراتژی را انتخاب کنیم؟ در این مقاله قصد داریم به معرفی بهترین استراتژی‌های فارکس و باینری آپشن در معاملات فارکس بپردازیم تا به شما در انتخاب بهترین استراتژی و داشتن یک نقشه مناسب برای جلوگیری از تضرر مالی و کسب سود، کمک کنیم.

باینری آپشن چیست؟

باینری آپشن یا گزینه‌های استراتژی بر اساس گپ دودویی، یک بازار مالی جدید و روشی بسیار محبوب در بین کاربران برای کسب درآمد و انجام معاملات است. باینری آپشن‌ها، قراردادهای ساده شده‌ای هستند که هر معامله را به یک پیشنهاد "بله یا خیر" تبدیل کرده و کاربران پیش‌بینی می‌کنند که آیا دارایی یا سهام در یک تاریخ خاص بالاتر و یا کمتر از یک قیمت معین خواهد بود. در نتیجه، بسته به این‌که آیا پیش‌بینی درست بوده است یا نه، می‌توانید سودی را دریافت کرده و یا سرمایه خود را از دست بدهید. گزینه سومی در باینری آپشن وجود ندارد. از‌این‌رو وقتی می‌خواهیم بگوییم باینری آپشن چیست گاهی نام آن را "دودویی" می‌نامیم. از آن‌جایی که باینری آپشن به روشی ساده عمل می‌کند و سود و زیان احتمالی از پیش تعیین‌شده و محدود شده است، معاملات باینری آپشن در بین سرمایه‌گذاران مبتدی بسیار محبوب شده است. اما با‌این‌وجود، شما به یک استراتژی معاملاتی باینری آپشن قوی نیاز دارید. بسیاری از معامله‌گران بی‌تجربه سرمایه خود را به دلیل بازارهای بی‌ثبات، و کمبود دانش در این زمینه از دست داده‌اند. تاکتیک‌ها و استراتژی‌های صحیح، ریسک‌های سرمایه‌گذاری در فارکس را به‌طورکلی از بین نمی‌برد. اما به‌‌طور قابل توجهی آن‌ها را کاهش می‌دهد.

باینری آپشن چیست

چگونه بهترین استراتژی فارکس و باینری آپشن را انتخاب کنیم؟

برای انتخاب بهترین استراتژی در بازارهای فارکس باید به سه عامل مهم توجه کنید. اولین عامل بازه زمانی است. انتخاب یک دوره زمانی مناسب به شما در انتخاب استراتژی مناسب با معاملات‌تان کمک زیادی می‌کند. عامل دوم، تعداد فرصت‌های معاملاتی است که باید به آن توجه کنید. در این عامل تعداد فرصت‌‌ها و موقعیت‌های معامله شما را در انتخاب استراتژی مناسب برای انجام معاملات راهنمایی می‌کند. و عامل سوم اندازه معامله و ریسک آن است که مهم‌ترین نقش را در انتخاب بهترین استراتژی فارکس دارد، چرا که دانستن میزان ریسک در معامله و انتخاب یک حد ریسک، از ضررهای مالی جلوگیری می‌کند. در ادامه به معرفی بهترین استراتژی‌های فارکس و باینری آپشن در بازارهای فارکس پرداخته‌ایم.

بهترین استراتژی در فارکس

_ اسکالپ: اسکالپ یکی از بهترین استراتژی‌های فارکس و یک استراتژی معاملاتی کوتاه‌مدت بر اساس کسب سود و درآمد در موقعیت‌های معاملاتی کوتاه‌مدت است.

_ استراتژی معاملات روزانه: استراتژی معاملات روزانه، شامل معاملات ارزها در یک روز معاملاتی است و اغلب در تمامی بازارهای مالی از جمله فارکس استفاده می‌شود که در آن تمامی معاملات طی روز باز و بسته می‌شوند و به موجب آن از ایجاد ریسک و تضرر مالی جلوگیری می‌شود.

_ پیروی ازترندهای معاملاتی: ترندهای معاملاتی یا following the Trends، متداول‌ترین استراتژی مورد استفاده هم برای باینری آپشن‌ها و هم برای معاملات بازار فارکس است. پیروی از ترندها یک تاکتیک کاملاً منطقی است و همان‌طور که از نام آن پیدا است، شما به عنوان یک معامله‌گر روند قیمت فعلی را برای هر دارایی دنبال می‌کنید. به‌عنوان مثال، اگر قیمت طلا در یک روند صعودی باشد، همان‌طور که اغلب در زمان تورم وجود دارد، پیش‌بینی‌های خود را بر اساس حرکات فعلی قیمت دارایی انجام می‌دهید. این استراتژی جزو ساده‌ترین استراتژی‌های باینری آپشن است اما از یک خط مستقیم پیروی نمی‌کند.

_ استراتژی 60 ثانیه‌ای: استراتژی باینری آپشن 60 ثانیه‌ای بر انجام معاملات باینری آپشن با زمان 1 دقیقه‌ای متمرکز است. این استراتژی به دو دلیل محبوبیت زیادی در بین کاربران دارد. اولاً، مقدار زیادی از معاملاتی که می‌توانید روزانه انجام دهید، بسیار بیشتر از معاملاتی است که هر ساعت یا هر روز منقضی می‌شوند. دوم، استراتژی 60 ثانیه‌ای به دلیل سهولت نسبی، برای مبتدیان و متخصصان بازار فارکس جذاب است. نکته کلیدی در این‌جا، مشاهده و تحلیل اندیکاتورهای فنی برای پیش‌بینی قیمت در زمان پایان معامله است.

_ استراتژی 5 دقیقه‌ای: یکی دیگر از استراتژی‌های بسیار محبوب در بین سرمایه‌گذاران باینری آپشن، معاملات 5 دقیقه‌ای است. معاملات با تاریخ انقضای 5 دقیقه، نوسانات معاملات 60 ثانیه‌ای را حفظ می‌کنند، اما روند کلی را بهتر منعکس کرده و پیش‌بینی‌های کاربران را ایمن‌تر می‌کنند.

_ استراتژی پرایس اکشن: پرایس اکشن price action بر اساس تحلیل حرکت و قیمت بازارهای مالی است. در این استراتژی برای معاملات بازار فارکس از تجزیه و‌تحلیل و آنالیز قیمت معاملات استفاده می‌شود.

_ استراتژی استرادل: starddle strategy، نوعی پوشش ریسک است که بهترین استفاده را در بازارهای پرنوسان دارد. این استراتژی، بهترین استراتژی فارکس است و زمانی استفاده می‌شود که قیمت یک دارایی در شرف تغییر است، اما مسیر آن مشخص نیست. این روش، یک هم‌افزایی طبیعی با رویکرد معاملات خبری دارد که باید اطلاعیه‌های مهم را به دقت زیر نظر داشته باشید.

_ استراتژی معاملات حمل: استراتژی معاملات حمل یا Carry tarde، یک استراتژی جدید و منحصر‌به‌فرد با استراتژی بر اساس گپ استفاده از تفاوت نرخ بهره در بین کشورهای ارز معامله شده است که با افزایش سودآوری در بازارهای فارکس همراه است.

_ استراتژی شکست: استراتژی شکست یا Breakout Strategy، استراتژی است که در آن محدوده و نقطه ورود به یک معامله در نقطه شکست معاملاتی که قبلاً به آن وارد شده است، تعریف می‌شود. در این استراتژی، نقطه شکست، نقطه‌ای است که یک بازار مقاومت کلیدی خود را می‌شکند.

استراتژی معاملات خبری، بهترین استراتژی برای سرمایه‌گذاری در فارکس

معامله بر اساس اخبار، استراتژی است که شامل معاملات در پاسخ به انتشار داده‌های اقتصادی جهانی و رویدادهای ژئوپلتیک است و یکی از بهترین استراتژی‌های سرمایه‌گذاری در فارکس است و نشان‌دهنده یک تغییر در رویکرد قبلی است. معامله‌گران اخبار معمولا برای تعیین جهت بازار بر مبانی تمرکز خواهند کرد. در‌حالی‌که پیروی از روندها در این استراتژی عمدتاً بر تحلیل تکنیکال و نحوه عملکرد یک دارایی خاص متکی است. استراتژی معاملات خبری، اخبار و رویدادهای جهانی را برای سیگنال‌های مرتبط با بازار بررسی می‌کند.

بهترین استراتژی در فارکس

بدون ارزیابی دقیق استراتژی خود را انتخاب نکنید!

استراتژی‌های بازار فارکس و باینری آپشن به شما در انجام صحیح معاملات بازارهای فارکس و سایر بازارهای مالی و کسب سود و جلوگیری از زیان‌های مالی کمک می‌کند. از آن‌جایی که انتخاب بهترین استراتژی نیازمند ارزیابی‌ها و تحلیل‌های معاملاتی دقیق است، ضروری است تا قبل از انتخاب استراتژی معاملاتی خود، یک ارزیابی دقیق از وضعیت خود داشته باشید. چرا که بهترین استراتژی برای شما، استراتژی‌ است که با اهداف معاملاتی شما هماهنگ است و شما را به سودآوری می‌رساند. در این مقاله به معرفی چندین نمونه از استراتژی‌های رایج در بازار فارکس پرداختیم و امیدواریم که با انتخاب درست این استراتژی‌ها، معاملات موفقی در بازارهای فارکس و باینری آپشن داشته باشید.

آشنایی کامل با استراتژی بر اساس گپ انواع گپ (GAP) در تحلیل تکنیکال

انواع گپ ها در تحلیل تکنیکال

به‌عنوان یک معامله‌گر مبتدی یکی از اولین اتفاقاتی که در بازار شما را شوکه می‌کند، شکاف قیمت روی نمودار یا همان تشکیل «گپ» است. البته این اتفاق غیرمنتظره حتی معامله‌گران باتجربه بازار را دست‌پاچه می‌کند. در بازارهای مالی ۴ نوع گپ می‌بینیم که بر اساس زمان‌بندی و مفهوم سیگنال‌ها، گپ مشترک (Common Gaps)، گپ جدایی (Breakaway Gaps)، گپ فرار (Runaway Gaps) و گپ خستگی (Exhaustion Gaps) نامیده می‌شوند. همراه ما باشید تا با انواع گپ در تحلیل تکنیکال آشنا شویم.

گپ GAP چیست؟

گپ ناحیه‌ای روی نمودار است که در آن قیمت به شکل قابل توجه و در زمان کوتاهی افزایش یا کاهش می‌یابد؛ بی‌آنکه هیچ فعالیت معاملاتی در این بازه انجام شده باشد. این پدیده اغلب زمانی رخ می‌دهد که بازار پر از خرید‌ و فروش‌ های از روی وحشت باشد.

در حالت کلی کندل‌های نمودارهای قیمت در شروع جلسه معاملاتی جدید، از آخرین کندل بسته‌شدن جلسه قبلی ادامه پیدا می‌کنند و بلافاصله در همان سطح یک کندل جدید باز می‌کنند. اما مواقعی که گپ در بازار اتفاق می‌افتد، اختلاف فاحشی بین سطح بسته‌شدن جلسه قبلی و بازشدن جلسه جدید مشاهده می‌شود.

گپ را می‌توان روی نمودارهای میله‌ای یا کندل‌استیک در تمام بازه‌های زمانی یافت. با این حال اکثرا روی نمودارهای روزانه مشاهده می‌شوند. چون معمولا معامله‌گران اطلاعات به دست آمده بعد از بسته‌شدن کندل را تجزیه و تحلیل می‌کنند و از این اطلاعات در ابتدای جلسه معاملاتی بعدی استفاده می‌کنند.

عوامل موثر بر تشکیل گپ در بازار

انواع گپ در تحلیل تکنیکال در بازار به دلیل عوامل زیادی رخ می‌دهند. متداول‌ترین آنها عبارت‌اند از:

۱. رویدادهای سیاسی

هرگونه اخبار و رویدادهای سیاسی به‌سرعت روی بازارهای مالی تاثیر می‌گذارد و تاثیر آن روی نمودارهای قیمتی آشکارا استراتژی بر اساس گپ دیده می‌شود. برای مثال انتشار اخباری مثل استیضاح ریاست جمهوری، انتخابات و غیره مستقیما بر قیمت ارز یک کشور در بازار فارکس تاثیر می‌گذارد.

۲. رویدادهای اقتصادی

حرکت‌های اقتصادی قابل توجه نه تنها موقعیت یک واحد دارایی را در بازار تغییر می‌دهند، بلکه برخی از آنها چشم‌انداز اقتصاد جهانی را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهند. تغییرات نرخ بهره یا اتفاقات این چنینی از جمله رویدادهای اقتصادی هستند که می‌توانند زمینه ایجاد گپ را در بازار فراهم کنند.

۳. بلایای طبیعی

بلایای طبیعی مثل زلزله، سیل و طوفان به ساکنان یک کشور، اعتماد آنها به بازارهای مالی و زیرساخت‌های کلی کشور آسیب می‌رساند و می‌تواند باعث فجایع ناگواری در اقتصاد یک کشور شود. نمونه‌اش طوفان هاروی که در بدترین زمان ممکن منجر به بی‌ثباتی بازار شد.

۴. اخبار شرکت‌ها و پروژه‌ها

رویدادهای مهمی مثل انتشار اخبار مرتبط با شرکت و گزارش‌های سود و زیان می‌توانند پس از زنگ بسته شدن بازار، بر احساسات معامله‌گران تاثیر گذاشته و روز بعد هنگام بازشدن موقعیت‌های معاملاتی باعث ایجاد گپ شوند.

انواع گپ در بازارهای مالی

در تحلیل تکنیکال چهار نوع گپ وجود دارد که هریک پیامدهای منحصربه‌فرد خود را دارند. بنابراین قبل از شروع معامله خیلی مهم است که بتوانید انواع گپ در تحلیل تکنیکال تشخیص دهید.

۱. گپ مشترک (Common Gaps)

این گپ‌ها معمولا زمانی بازار را تحت تاثیر قرار می‌دهند که حجم معاملات کم است و سرمایه‌گذاری مجدد روی دارایی انجام می‌شود. این شکاف‌های قیمتی معمولا بلافاصله پر می‌شوند. یعنی در عرض چند روز یا چند هفته قیمت دوباره به کمترین مقدار روی قبل از گپ برمی‌گردد که به آن «بسته‌شدن گپ» هم گفته می‌شود. این گپ‌ها معمولا در بازار رنج یا پر از ازدحام ظاهر می‌شوند. طوری که ظاهرا علاقه زیادی به خرید دارایی وجود ندارد.

۲. گپ جدایی (Breakaway Gaps)

آشنایی با گپ جدایی

Breakaway یک روند جدید است که در آن قیمت دارایی از الگوی قیمتی فعلی فاصله می‌گیرد. اگر یک گپ انحصاری با حجم معاملات بالاتر همراه شود، فرصت خوبی برای باز کردن یک موقعیت خرید گپ بالا یا یک موقعیت فروش گپ پایین روی کندل استیک کنار گپ فراهم می‌شود.

برای درک بهتر گپ‌ها باید ماهیت مناطق شلوغ بازار را درک کرد. مناطق ازدحام محدوده‌های قیمتی هستند که در آن بازار برای مدتی رنج می‌زند. معمولا ناحیه نزدیک به بالای منطقه تراکم مقاومت در نظر گرفته می‌شود و ناحیه پایین منطقه تراکم حمایت خواهد بود. خروج از این حوزه‌ها مستلزم اشتیاق در بازار است. یا اینکه در روندهای صعودی تعداد خریداران بیشتر از فروشندگان و در روندهای نزولی تعداد تعداد فروشندگان بیشتر از خریداران باشد تا روند بشکند.

۳. گپ فرار (Runaway Gaps)

گپ فرار یکی از انواع گپ در تحلیل تکنیکال است که در اثر افزایش علاقه‌مندی به دارایی ایجاد می‌شود و معمولا معامله‌گرانی را توصیف می‌کند که در انتظار بازگشت موقت قیمت، با اولین حرکت روند صعودی وارد نشدند و بعدها متوجه شدند که چنین اتفاقی رخ نخواهد داد. این افزایش علاقه‌مندی به‌طور ناگهانی ظاهر می‌شود و وحشت معامله‌گر را توصیف می‌کند.

در روندهای صعودی با انتشار اخبار و برگذاری رویدادهای مهم، نظر معامله‌گران به یکباره به بازار جلب شده و گپ‌های فرار ایجاد می‌شوند.

۴. گپ خستگی یا فرسایشی (Exhaustion Gaps)

همانطور که از نامش پیداست، گپ خستگی در پایان یک روند رخ می‌دهد. مثلا اگر روند فعلی صعودی باشد، قیمت دارایی در آخرین نفس تلاشش را برای حرکت بالاتر به‌کار می‌بندد. با این حال، روند به پایان رسیده است و قیمت نمی‌تواند به سمت بالا حرکت کند.

برخلاف گپ فرار، گاهی قیمت در داخل روند گپ می‌سازد و بعد تغییر می‌کند. ریشه‌اش ذهنیت انبوه معامله‌گرانی است که در جهت روند حرکت می‌کنند و قیمت را به سمت نقطه اشباع خرید هل می‌دهند. بر این اساس، معامله‌گران ماهر منتظر خروج خواهند بود و موقعیت مخالف جهت قبلی را بدست می‌آورند.

همه این نوع گپ‌ها می‌توانند کامل یا جزئی باشند. گپ مشترک معمولاً گپ جزئی در نظر گرفته می‌شود، چون نرخ دارایی تغییر قابل توجهی نخواهد داشت. البته گاهی با وجود تغییر نه چندان زیاد قیمت، در پایان روز یک گپ کامل ایجاد می‌شود.

تشخیص گپ خستگی از یک گپ فرار کمی دشوار است؛ زیرا این دو ویژگی‌های مشترک زیادی دارند.

پیشنهاد می شود مقاله الگوی ab=cd چیست و چطور استراتژی بر اساس گپ با آن معامله کنیم را از دست ندهید.

مقدمات معامله با انواع گپ در تحلیل تکنیکال

اکنون که با انواع گپ در تحلیل تکنیکال آشنا شدیم، بیایید چند استراتژی در مورد معامله‌گری با آنها یاد بگیریم. اولین نکته‌ای که باید در مورد گپ‌ها بدانید این است که شاید قیمت خیلی زود در جهتی که شما انتظار دارید شروع استراتژی بر اساس گپ به حرکت نکند. خیلی وقت‌ها یک حرکت بخشی از گپ یا کل آن را پر می‌کند. اگر این اتفاق رخ ندهد، ممکن است با وجود گپ سیگنال‌های اشتباهی در مورد حرکت قیمت به‌دست بیاورید.

استراتژی‌های معامله با انواع گپ

بسیاری از معامله‌گران برای تجزیه و تحلیل وضعیت بازار به گپ‌ها نگاه می‌کنند. اگر شروع یک روند با گپی همراه باشد، گپ از نوع جدایی یا فرار است و قیمت‌های احتمالی را به معامله‌گر خبر می‌دهد. سایر معامله‌گران از گپ‌ها برای اهداف معاملاتی استفاده می‌کنند. به این ترتیب که به محض تشکیل یک گپ، موقعیت معاملاتی خود را باز می‌کنند. بیایید به برخی از موثرترین استراتژی‌های معاملاتی نگاهی بیندازیم.

باز کردن معامله خرید

درست در محل گپ قیمت می‌توان یک معامله خرید باز کرد که دستور حد ضرر آن زیر کندل گپ قرار می‌گیرد. این شکاف باید بالاتر از یک مقاومت بحرانی اتفاق بیفتد و با حجم سنگین معامله شود تا احتمال یک معامله موفق افزایش یابد. برعکس، معامله‌گران می‌توانند برای پر کردن گپ قیمت‌ منتظر بمانند و قبل از پایان روز قبل یک حد ضرر برای معامله خود تعیین کنند.

باز کردن معامله فروش

این استراتژی کاملا مشابه باز کردن معامله خرید است که در بخش قبل توضیح داده شد. فقط در این حالت معامله‌گر بعد از مشاهده گپ پایین، روی نمودار یک موقعیت فروش باز می‌کند.

محو شدن گپ

گاهی معامله‌گران برای بهره‌مندی از شکاف‌های بازار از یک استراتژی محو شدن استفاده می‌کنند. با این فرض که بیشتر گپ‌ها به مرور زمان پر می‌شوند، در ناحیه‌ای از آن اقدام به باز کردن موقعیت‌های معاملاتی می‌کنند. برای گپ بالا سفارش استاپ لاس روی میله گپ تعیین می‌شود و حد سود درست حوالی نقطه پایان روز قبل انتخاب می‌شود. برای گپ پایین، حد ضرر درست زیر نوار قرار می‌گیرد و حد سود در نزدیکی سطح بسته‌شدن روز قبل خواهد بود.

گپ‌ها به عنوان یک سیگنال سرمایه‌گذاری

انواع گپ در تحلیل تکنیکال نشان‌دهنده آن هستند که روندی هست که باید حفظ شود. سرمایه‌گذاران بلندمدت در پی یکی از این گپ‌ها موقعیتی در ناحیه گپ باز می‌کند (معمولاً به دنبال شکاف‌های بالااست). آنها معامله را تا زمانی ادامه می‌دهد که یک گپ خستگی در نمودار ببیند یا تا جایی که یک گپ فرسودگی اتفاق بیفتد و به آنها دلیل خوبی برای ترک معامله بدهد.

چطور با گپ‌های بازار بازی کنیم؟

  • نموداری با یک گپ مشترک باز کنید.
  • یک الگوی نموداری پیدا کنید.
  • در جستجوی شکاف قیمت، اولین شمع را بالا یا زیر پایه گپ قرار دهید.
  • سریع وارد شوید (ورود تهاجمی) یا منتظر بمانید و در ناحیه بالای کندل وارد شوید (ورود محافظه‌کارانه).
  • سفارشات استاپ لاس زیر کف کندل استیک یا بالای سقف آن تنظیم می‌شود.
  • هدف نقطه بسته‌شدن گپ یا سه پیپ بالا و پایین‌تر از آن است.

معامله با گپ‌ها کار پیچیده‌ای است، اما اگر بدانید کدام‌یک از آنها قابل معامله هستند و کدام‌ها نیستند، مدیریت آنها برایتان راحت‌تر خواهد بود. سعی کنید گپ‌های نموداری را در نمودار خود بیابید و ببینید قیمت بعد از تشکیل گپ چه تغییر می‌کند. یادتان باشد همیشه مدیریت ریسک را رعایت کنید.

برای آشنایی بیشتر با الگوی پروانه این مقاله را مطالعه نمایید.

آیا گپ قیمتی همیشه پر می‌شود؟

نمی‌توان پاسخ قطعی به این سوال داد. چون قیمت دارایی توسط عوامل مختلف مثل شرایط بازار، عملکرد پروژه و رویدادهای جهانی تعیین می‌شود. با این حال بسیاری از معامله‌گران معتقدند که انواع گپ در تحلیل تکنیکال روی نمودار معمولا پر می‌شوند. یعنی معمولا قیمت در نهایت به اندازه‌ای افزایش یا کاهش می‌یابد تا شکاف را جبران کند.

ایده این باور کلی از آنجا شکل می‌گیرد که خیلی‌ها معتقدند قیمت دارایی‌ها حرکت چرخه‌ای دارد و زمانی که قیمت از محدوده طبیعی خود خارج شود، گپ رخ می‌دهد. اما نهایتا هیچ تضمینی برای پرشدن گپ قیمت وجود ندارد. اگر یک گپ بالاتر در نمودار ایجاد می‌شود و با این حال گپ قبلی پر نمی‌شود، « gap and go» صعودی در بازار رخ داده است. چون نشان می‌دهد خریداران مایل‌اند قیمت‌های بالاتر پرداخت کنند. برعکس اگر گپ پایین رخ دهد و گپ قبلی پر نشود، «gap and go» نزولی رخ داده و نشان می‌دهد که فروشندگان مایل به فروش با قیمت پایین‌تر هستند.

اگرچه در نهایت پر شدن یا نشدن گپ‌ها با شرایط بازار تعیین می‌شود، بسیاری از معامله‌گران از این استراتژی برای سود بالقوه از حرکات کوتاه مدت قیمت استفاده می‌کنند.

کلام آخر

اگر می‌خواهید به یک معامله‌گر روزانه موفق تبدیل شوید، باید انواع گپ را به خوبی بشناسید و بتوانید آنها را روی نمودار تشخیص دهید و تفسیر کنید. ظهور این جابه‌جایی‌های ناگهانی روی نمودارهای قیمتی اصلا عجیب نیست و به وفور رخ می‌دهند، اما معامله با آنها فوت و فن خاص خودش را دارد که باید به آن مسلط باشید. مهم‌ترین مفهومی که باید در طول سروکله زدن با این پرش‌ها خوب بدانید، مفهوم پرشدن گپ‌ها است که تغییرات غیرمنتظره ناشی از گپ را به‌طور کامل خنثی می‌کند.

خاطرتان باشد، عدم شناسایی گپ‌ها یا واکنش دیرهنگام به آنها می‌تواند بهترین فرصت برای ورود به معامله یا خروج از آن را از بین ببرد. این یعنی وجود این شکاف‌ها به‌شدت بر سود یا زیان معامله تاثیر می‌گذارد.

شما چه اطلاعات بیشتری درباره انواع گپ در تحلیل تکنیکال دارید؟ منتظر شنیدن نظرات‌تان هستیم.

سوالات متداول انواع گپ استراتژی بر اساس گپ ها

گپ در بازار به چه معناست؟

گپ اصطلاحی است که در تحلیل تکنیکال استفاده می‌شود و به معنای فضایی در نمودار است که هیچ معامله‌ای در آن صورت نگرفته؛ با این حال قیمت دارایی به طرز چشم‌گیری جابه‌جا شده است.

گپ بالا و پایین در بازار به چه معناست؟

گپ بالا (Gap Up) یعنی بالاترین قیمت شروع یک روز معاملاتی کمتر از پایین‌ترین قیمت روز بعد بوده است. گپ پایین (Gap Down) نیز یعنی کمترین قیمت بالاتر از بالاترین قیمت روز بعد است.

چطور بفهمیم گپ بالا قرار است رخ دهد؟

در یک کلام هیچ اندیکاتور و شاخص مطمئنی برای پیش‌بینی گپ‌ها بازار وجود ندارد. اگر می‌خواهید از این پرش‌های ناگهانی جا نمانید، باید حواستان به اخبار شبانه (سیاسی، اقتصادی، زیست‌محیطی) و انتشار ناگهانی صورت‌های درآمد شرکت‌ها باشد.

معنای پر شدن گپ قیمتی چیست؟

پر شدن گپ یعنی قیمت در جهت مخالف و به اندازه گپ حرکت می‌کند تا به قیمت قبل از روز گپ برسد. به این کار پرشدن یا بستن گپ نیز گفته می‌شود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.